| |
| چهارشنبه 16 مرداد ماه سال 1387 |
|
خدایا مرا ببخش |
|
| |
| دوشنبه 7 مرداد ماه سال 1387 |
|
به احترام خودم
که عشق را می فهمم
....
شما ادامش بدین لطفا |
|
| |
| سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387 |
|
آغاز و پایانی
نیست
تنها دوباره تنها
می شوم
|
|
| |
| سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387 |
|
کودکی ام
رفته
نگاهم
لبخندم
روحم
را جا گذاشته
گم کرده
سفر کرده
* دیگه دلم نمی خواد خودمو توی آینه یا عکس ببینم |
|
| |
| چهارشنبه 29 خرداد ماه سال 1387 |
|
کافه یعنی
بوی قهوه
دستهای گره خورده
و سیگاری که
هر دو را دود می کند
...
توضیح: می خواستم بنویسم
هر دو ی ما را دود می کند
ننوشتم چرایش را هم نمی دانم |
|
| |
| یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 |
|
زاد روزم خجسته باد |
|
| |
| یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387 |
|
دیشب اتفاق جالبی برام افتاد، در راه برگشت به خانه بودم که بی اختیار و بی دلیل توی زهنم شروع کردم با سرکار خانم بهار خانم برهانی حرف زدن ! چرایش را نمی دانم اما اون موقع دلم خیلی برایش تنگ شد . این هم مکالمه من با بهاره توی دلم...
زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
دنیا به کام تو باشد
زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
فردا از آن تو باشد
زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
بعد از زمستان
تو بیایی |
|
| |
| دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387 |
|
حرف من
حسابِ همهیِ
روزهایِ رفتهیِ
عمری است که
پای تو
گذشت |
|
| |
| دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387 |
|
بمان
حرف دلم بود
توی نگاهم
نخواندی |
|
| |
| سه شنبه 14 اسفند ماه سال 1386 |
|
برای دوستم زهرا که نمی داند نداشتنش در این روزها برایم چقدر سخت است
به نبودن هایم عادت کن
دلم سفر می خواهد
بی قصد بازگشت |
|